ساختمان فوتبال فوتبالی جام جهانی جام جهانی

ساختمان: فوتبال فوتبالی جام جهانی جام جهانی رشته ورزشی جمهوری خلق اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

گت بلاگز اخبار اجتماعی پایتخت کشور عزیزمان ایران مافياي باغ دارد

محيط زيستي ترين و هم وقت کم خبرترين عضو شوراي شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران هست؛ آرش ميلاني عضو دوره پنجم شوراي شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران که به گفته خودش

پایتخت کشور عزیزمان ایران مافياي باغ دارد

پایتخت کشور عزیزمان ایران مافياي باغ دارد

عبارات مهم : ایران

محيط زيستي ترين و هم وقت کم خبرترين عضو شوراي شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران هست؛ آرش ميلاني عضو دوره پنجم شوراي شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران که به گفته خودش از پيش از انتخابات و رأي آوردن و ورودش به شوراي شهر دغدغه محيط زيست و طبيعت را داشت. بيشتر از 10 ماه از شروع به کار اين دوره شورا مي گذرد و در اين مدت اقدام و برنامه هاي اجرائي مشخص اندکي از اعضاي شوراي شهر در زمينه حفاظت از محيط زيست ديده ايم.

شاخص ترين اين کارها لغو مصوبه مخرب برج باغ و تلاش براي مصوب کردن قوانيني جديد براي حفاظت از باغ هاي پایتخت کشور عزیزمان ایران است که البته هنوز به نتيجه مشخص و ملموس نرسیده و تصويب نشده هست. ميلاني اعتقاد است براساس تجارب شوراي چهارم در پایتخت کشور عزیزمان ایران مافياي باغ وجود دارد و از طرق متفاوت براي چشم پوشي از تخلفات اعمال فشار مي کند و يکي از نشانه هايش را هم اين مي داند که با وجود لغو مصوبه برج باغ همچنان مواردي هرچند اندك از تخلف را شاهد هستيم. در اين گفت وگو با ميلاني راجع به پرسشها محيط زيستي تهران، از عنوان باغ ها، زباله و پسماند گرفته تا درختان وليعصر و عنوان حساس آب در پايتخت پرسيده ايم.

پایتخت کشور عزیزمان ایران مافياي باغ دارد

شما به عنوان گزينه محيط زيستي در ليست اصلاح طلبان شورا معرفي شده است ايد. سابقه اي در اين حوزه داريد، زمينه هاي اين گزینش چه بود؟

من دانش آموخته مقطع كارشناسي ارشد مهندسي آبخيزداري از دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران هستم و دو دهه است که در حوزه آب و محيط زيست فعاليت حرفه اي دارم. از سال 94 تا 96 نيز عضو دفتر سياسي حزب اتحاد بوده ام و اکنون نيز عضو کميسيون محيط زيست حزب هستم. البته قبل از آن نيز سابقه 10 سال فعاليت حزبي داشتم. در دفتر سياسي حزب اتحاد چندين کميسيون وجود دارد. يکي از آنها کميسيون امور زيربنايي و محيط زيست هست. معمولا احزاب، ورود چنداني به بحث هاي محيط زيست ندارند ولی حزب اتحاد، جزء معدود احزابي است که اين کار را در پيش گرفت. طبيعتا به دليل نوپايي موضوع، تعريف كار حزبي در ميدان محيط زيست دشواري هاي خودش را دارد ولی به اتفاق ساير همكارانم در حزب اتحاد تلاش داريم تا به تحليل روشني از سياست هاي محيط زيستي برسيم.

محيط زيستي ترين و هم وقت کم خبرترين عضو شوراي شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران هست؛ آرش ميلاني عضو دوره پنجم شوراي شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران که به گفته خودش

البته نظرات حزب اتحاد هنوز در اين باره تبديل به مانيفست نشده ولي به صورت چند مطالبه درآمده هست. جهت مثال در بيانيه يکي از کنگره ها بحث ريزگردها را مطرح كرديم. علاوه بر اين در پويش پاسداري از ميراث فرهنگي و طبيعي نيز به دوستان كمك مي كردم و در اتاق فكر فراكسيون محيط زيست مجلس هم عضو بودم. در جريان تدوين برنامه ششم توسعه پيگيري عنوان تأمين منابع مالي براي بخش محيط زيست بودم. به صورت دوره اي هم در جلسات اتاق فكر شبكه تشكل هاي محيط زيستي پایتخت کشور عزیزمان ایران حضور داشتم. در جريان انتخابات هم که براساس تخصص جلو مي رفتند، در ميان حدود 150 نفر نمره بندي کردند و من جزء ليست قرار گرفتم.

در اين مدت، از وقت شروع به کار شورا، فارغ از بحث هاي حاشيه اي و گزینش شهردار مشخصا چه کاري کرده ايد؟

در برنامه ليست اميد برنامه مشخصي براي محيط زيست داريم. ما به آن متعهد هستيم. تقريبا دو ماه اول تلاش شد تا با جزئيات کارها گذشته آشنايي پيدا كنم که روندها چطور بوده هست. خوشبختانه کميسيون سلامت محيط زيست در شوراي چهارم، آقاي حافظي، آقاي حقاني و زن آباد و البته آقاي مسجدجامعي، فعاليت هاي خوبي داشته اند و مخصوصا در حوزه باغات، پيگير بودم که تا چه مرحله اي جلو رفته و چه اقداماتي را بايد پيگيري کنيم. اين براي دو ماه اول، پروسه اي بود که طول کشيد. احکام و برنامه دوم شهرداري و اسناد، مصوبات و تعهدات شورا و شهرداري، استخراج شد تا قبل از فصل بودجه 97 به خطوط کلي برسيم.

در فصل بودجه روي دو عنوان تأمين منابع براي تملك باغات و تقويت دوچرخه سواري كار كرديم. بعد از آن، ذيل كميته محيط زيست چهار کارگروه آلودگي هوا، پسماند، فضاي سبز و آب را با كمك دوستان تشکيل داديم. كارگروه آلودگي هوا بر عنوان پيگيري ديزل، راه اندازی فيلتر دوده و ساير تعهدات شهرداري در قانون هواي پاك متمركز است و خود من هم در راستاي وظايف نظارتي در جلسه كارگروه كاهش آلودگي هواي پایتخت کشور عزیزمان ایران شركت مي كنم. كارگروه آب به طور متمركز عنوان رود-دره ها و طرح آب خام پایتخت کشور عزیزمان ایران را بررسي كرده و پيگير تنظيم سياست هاي مربوطه در برنامه سوم شهرداري هست. كارگروه پسماند به صورت خاص عنوان تهيه برنامه جامع مديريت پسماند را دنبال كرده هست. كارگروه فضاي سبز علاوه بر عنوان باغات، نظارت بر عنوان سفيد بالك ها و تغيير الگوي كشت را در دستور كار داشته هست. لغو مصوبه برج باغ و تهيه طرح جايگزين و همچنين پيگيري طرح شناسنامه باغات هم از جمله اين فعاليت هاست.

پایتخت کشور عزیزمان ایران مافياي باغ دارد

يکي از پرسشها اين است که راجع به آلودگي هاي محيط زيستي آمار و اطلاعات کامل و درست را منتشر نمي کنند. آيا شورا و شهرداري دسترسي به اين آمار دارد؟

ما برنامه اي داريم تا شهرداري داده هاي آلودگي هوا را تدقيق كند و برآورد مستقل داشته باشيم؛ چون بالاخره مهم است که اين عدد و رقم صحت داشته باشد. وقتي مي گوييد هفته اي به اندازه يک ايرباس، آلودگي هوا کشته مي دهد، اين صحت دارد يا ندارد؟ بعضي از آمارهاي خارج از کشور را به داخل تعميم مي دهند. اين صحيح نيست. بعيد است عدد درستي باشد. ما براساس آمار رسمي ناشي از فوت و خسارت بهداشتي که به مردم شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران وارد مي شود، بايد برنامه ريزي کنيم؛ بنابراين يکي از خروجي هاي کارگروه آلودگي هوا اين بود که يک سري مطالعات و کارهاي داده اي براي سال 97 در دستورکار قرار دهيم.

محيط زيستي ترين و هم وقت کم خبرترين عضو شوراي شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران هست؛ آرش ميلاني عضو دوره پنجم شوراي شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران که به گفته خودش

هنوز اين دستور کار اجرائي نشده؟

در حال انجام است و يک سري فعاليت ها را بررسي و در بودجه لحاظ کرديم و شروع به مطالعه کردند. در وقت آقاي نجفي برنامه کم کردن آلودگي هوا مطرح شد؛ ولي شورا در جريان آن نبود و ما انتقاد کرديم. مبدأ اين طرح جلسه مشترکي با مجلس بود. در نشستي که شوراي پنجم با آقاي لاريجاني داشت، مي گفتند پيگيري آلودگي هوا براي مجلس خيلي مهم هست. پيرو آن، نشستي از طرف شهرداري و مجلس برگزار شد که شما برآوردي از بودجه پنج ساله بدهيد که براي مسئله آلودگي هوا چقدر بودجه مورد نیاز است و حدود هفت هزار و 500 ميليارد را اعلام کردند.

مگر مي شود عدد داد؟

پایتخت کشور عزیزمان ایران مافياي باغ دارد

برآورد هست؛ به عنوان نمونه مي گويند اين مقدار اتوبوس و اين قدر خط مترو مي خواهيم؛ ولی اين جاي طرح جامع آلودگي هوا را نمي گيرد. در ادامه البته گفته شد که بايد طرح جامع آلودگي هواي پایتخت کشور عزیزمان ایران را يا به روز کنند يا در آن بازنگري کنند و اميدواريم اين کار امسال انجام شود. بالاخره در بحث محيط زيست يا بايد به يک سري کارهاي اقتضائي و ضربتي و بستن کارخانه متکي باشيد يا براساس برنامه مدون علمي عمل کنيم؛ چون محيط زيست پيچيده هست. در واقع شما فکر مي کنيد يک مسئله را حل مي کنيد؛ ولي ممكن است بعد از حل كوتاه مدت آن مسئله، همچنان مشكل آلودگي هوا در قالب پرسشها جديد باقي باشد و در عمل مي بينید كه به دليل اقدام نکردن جامع، كليت مسئله حل نمي شود.

بدون تعارف، بقيه اعضاي شورا چقدر دغدغه محيط زيست دارند يا حتي راجع به محيط زيست آشنایی دارند و حساس هستند؟

در شوراي پنجم، بحث ترافيک و مترو و حمل و نقل، عنوان خيلي مهمي است و اين با آلودگي هوا مرتبط هست. بدون هيچ گونه ترديدي همه حمايت مي كنند. شورا راجع به این عنوان همسویی دارد. مثالي براي شما بزنم؛ در مقطع تصویب بودجه، کارگروه یکسان با مجلس داشتيم. اين کارگروه یکسان تلاش مي کرد که منابع مالي براي پروژه هاي شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران را فراهم کند.

يکي از محورهاي کليدي بحث مترو بود. الان ما بحث مترو را ذيل برنامه کم کردن آلودگي هواي پایتخت کشور عزیزمان ایران مي بينيم. موارد ديگري هم که بوده، شخص آقاي مهندس هاشمي، رئيس شورا و دیگر اعضا در کميسيون هاي ديگر دنبال يا حمايت کرده اند؛ به عنوان نمونه در کميسيون حمل ونقل و ترافيک، زن اماني پيگير يک سري بحث هاي آلودگي هوا هستند. در کميسيون اجتماعي – فرهنگي زن فخاري به صورت خاص راجع به آلودگي هوا چند جلسه خوب با ان جي او ها داشته اند. اين طور نيست که فقط کميسيون سلامت آلودگي هوا را پيگيري کند. من هرجا کمک و کمک از کميسيون هاي مرتبط با آلودگي هوا خواستم، کمک کردند. در حوزه باغات، آقاي اعطا در كميسيون شهرسازي بحث تخريب باغات و جايگزيني مصوبه برج باغ را پيگيري مي كنند و دیگر اعضا در قالب تذكر و بازديد فعال هستند.

بين همه اعضاي شورا در کنار خودتان، کدام عضو را مي توان گفت او هم محيط زيستي است؟

اگر کسي را بگويم، بقيه مي گويند آیا ما را نگفتيد. همه آنها در بحث محيط زيست پيگير هستند و به طور خاص اعضاي كميسيون سلامت زن نوري و زن خداكرمي هستند.

راجع به کمبود آب در پایتخت کشور عزیزمان ایران و اصلاح برخي روش هاي آبياري و کارها اجرائي در حوزه فضاي سبز اصلاحات داشته ايد؟ به عنوان نمونه حتي آب دهي چمن هاي شهري که در ساعت مشخصي باشد تا بخار کمتر شود؛ آيا به صورت مشخص براي اين کاري کرده ايد يا خواهيد کرد؟

بله؛ روي اين عنوان کار شده است هست؛ چون امسال سال کم آبي است و بالاخره اميدواريم با تمهيداتي به جيره بندي نخوريم. اگر بخواهيد مقياس داشته باشيد، ما يک ميليارد مترمکعب در سال مصرف آب شرب داريم. در سال هاي نرمال 70 درصد از آب شرب پایتخت کشور عزیزمان ایران را سدها و باقي را آب هاي زيرزميني تأمين مي کردند؛ بعد اين رقمي که براي آب خام فضاي سبز از منبع آب هاي زير زميني مصرف مي شود، رقم درخور توجهي هست. در برنامه دوم شهرداري، احکامي بوده که شهرداري را موظف کرده الگوي کشت فضاي سبز را با مصرف آب کمتر و گونه هاي سازگار مطالعه و بررسي کند. متأسفانه اين مطالعه از جنس مطالعه کتابخانه اي هست. شما بايد اينها را به صورت پايلوت در يک کار ميداني کشت کنيد تا مشخص شود کدام يک مصرف کمتري دارد؛ البته راجع به اين عنوان مطالعاتي مهم، دچار عقب افتادگي هستيم.

يعني قرار بوده در دوره اي اين کار بشود؛ ولي نشده است؟

بله؛ در ابتداي برنامه دوم جزء تکاليف شهرداري بوده هست. تذکري به شرکت پارک ها داده شد؛ چون قبلش هم يکي، دو دفعه گفته بوديم اين در چه مرحله اي هست. پيرو آن تذکر گزارشي را براي شورا فرستادند که معلوم شد كار ميداني چنداني صورت نگرفته و عملا حركت به سمت گونه هاي كم مصرف در ابتداي راه است.

آمار دقيقي از ميزان مصرف آب وجود دارد؟

بر اساس برآوردهاي مقدماتي، 147 ميليون مترمکعب نياز آبي فضاي سبز پایتخت کشور عزیزمان ایران است که حدود 33 درصد آب مصرفي متعلق به چمن كاري است.

توضيحي که قبلا شهرداري راجع به مصرف آب خام داده بود، مستند است؟ چون يکي از چيزهايي که هميشه وجود داشته، اين بوده که مي گفتند آب خام استفاده مي شود؛ ولي همه جا اين طور نبود.

از شبکه قبلا استفاده مي شد. اين را بررسي کردند و مشاور گرفتند. گزارش هايي دادند، مي گويند مستند هست. عدد مصرف آب خام را به صفر نزديک کردند؛ البته آب و فاضلاب هم آمد و با آنها جلسه گذاشتيم؛ چون از نظر بهداشتي خطرناک است که شبکه شهري را به شبکه فاضلاب وصل کنيد. شركت آب و فاضلاب قطع ارتباط را تأييد كردند، ولی همواره اين عنوان نيازمند پايش و مواظبت است.

يکي از مشکلاتي که در پایتخت کشور عزیزمان ایران خيلي جدي هست، اينکه قوانين برخورد کننده با قطع کنندگان درخت يا فضاي سبز يا باغات، خيلي بازدارنده نيست. يک مغازه دار با خيال راحت قطع مي کند، چون قرار نيست جريمه اي به آن شکل شود. آيا امکان دارد؛ يعني برنامه اي داريد که شورا اين را سخت تر کند يا بازدارندگي قوانين را به نوعي افزايش دهيد؟ روي اين اساسا فکري شده است است؟

يک مانع فرهنگي مهم دارد که اگر جريمه را خيلي اوج ببريم، ديگر مردم در پایتخت کشور عزیزمان ایران درخت نمي کارند.

نظري هم در بين كارشناسان مطرح است كه در چند نسل از قوانين، مرتب سعي مي کردند بازدارندگي را افزايش دهند، ولي عملا اين مسئله را حل نمي کرده است.

بازدارندگي معمولا اين طور هست. منظورم لزوما جريمه نيست؛ جريمه مالي يا قضائي. بازدارندگي بالاخره ابعاد مختلفي دارد.

يکي از بازدارندگي ها اين بود که آراي شورا در مورد بحث باغ را به صحن علني کشانديم؛ اينها البته مدتي متوقف شده است بود، ولي در هر جلسه شورا، دو، سه پرونده باغ، مطرح مي شود، درحالي که قبلا محرمانه تلقي مي شده است هست. در بحث باغات، يک براق سازي صورت گرفته هست. البته عنوان باغات را رسانه ها به آن صورت که در صحن پيگيري مي شود، پوشش خبري نمي دهند، ولی در هر صورت ما آن را علني کرديم.

يکي از بحث ها اين بوده هست. کساني که به قول شما در فکر تخلف هستند، مي دانند جايي است که اين عنوان را به صورت براق مطرح مي کند. بحث ديگر، شناسايي باغات را پيگيري کرديم که از شوراي چهارم روی آن کار شده است بود و شهرداري فاز نخست آن طرح را قبل از عيد به شوراي پنجم رساند. البته نتوانستند همه باغات شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران را تکميل کنند، چون نمي توانستند به برخي باغات خصوصي وارد شوند و بايد مجوز بگيرند، ولي شناسنامه بيش از سه هزار و 428 پلاك، اکنون به شورا ارسال شده است هست. اينها بايد بررسي و کنترل شود. اين گام مهمي است براي اينکه بعد از تأييد شناسنامه، لايه اين باغات در سيستم صدور پروانه ساختماني خواهد آمد و مي توانيم جلوي تخلف را در كمترين وقت و از طريق سيستم بگيريم. بحث اصلي اين است که کساني که باغدار هستند و پرسشها تأمين آب دارند، اين باغ را چطور حفظ کنند؟ آيا مي شود يک سري کاربري ها را غير از ساختمان سازي تعريف کرد که بشود باغ را حفظ کرد؟ فضاهايي مثل رستوران، منزل سالمندان و محيط گردشگري که نياز به فضاي سبز دارد و کاربري فضاي سبز آن حفظ شود.

يعني هم باغ باشد و هم کاربري تجاري داشته باشد؟

آن کار و فعاليت اقتصادي، بستگي به آن باغ دارد. اگر آن باغ نباشد، آن فعاليت اقتصادي اصلا معنا ندارد؛ به عنوان نمونه منزل سالمنداني که محوطه سبز نداشته باشد، از نظر مردم زياد کيفيت ندارد. البته قرار بود شهرداري طرح جايگزين مصوبه برج باغ را بياورد. نسخه اي كه در دوره قبل از آقاي حناچي آوردند، مورد تأييد شورا نبود و تفاوت چنداني با طرح برج باغ نداشت. اکنون ما منتظر پيشنهاد جديد معاونت جديد شهرسازي هستيم.

يکي از نگراني هايي که الان مطرح است این است که بعد از لغو مصوبه برج باغ، حجم قابل توجهي از درخواست ها، متوقف مانده و بسياري در بلاتکليفي هستند و اگر طرح جايگزين يا طرح قابل قبولي نباشد، در اين فاصله توقف، بار مالي زيادي به شهر انتقال یافته مي شود؟ اساسا چنددرصد از درآمدهاي شهرداري، ناشي از بحث باغات بوده است؟

برآورد دقيق انجام نشده هست. بر اساس گزارش تغييروتحول آقاي نجفي، حدود 109 هکتار از باغات در سا ل هاي 92 الي 95 تغيير كاربري داشته هست؛ يعني حدودا سالي 250 هزار مترمربع از باغات از دست رفته. من باغات را به ذخاير نفت تشبيه مي کنم. شما مي توانيد با استخراج و صادرات نفت يک درآمد سهل الوصول، ولی ناپايدار داشته باشيد. در مقام مقايسه با برج کاري در باغات و در قبال درآمد اسمي ناشي از آن، شهر ريه هاي تنفسي خود را از دست مي دهد و کيفيت زندگي در شهر سقوط مي کند.

بر اساس آخرين نظرسنجي، حدود 60 درصد شهروندان تهراني تمايل به ترک پایتخت کشور عزیزمان ایران دارند. آيا هزينه اين عدم آسايش تهراني ها را مي توان قيمت گذاشت؟ آيا نبود حس زندگي در شهر اساسا قابل سنجش با درآمدهاي باغ فروشي است؟ اهميت اکولوژيک اين باغات براي شهر بسيار مهم هست. واقعا چه ميزان باغ براي پایتخت کشور عزیزمان ایران باقي مانده؟ يک سري از اين باغ ها اصلا ارزش ميراثي دارند. حدود 23 هکتارشان، اثر ميراثي داخلشان هست. اين باغات براي پایتخت کشور عزیزمان ایران خيلي ارزش دارند؛ هم باغ اند، هم فضاي سبز خوبي دارند و هم يک اثر ميراثي داخل آن هست. بعد اين در اولويت تملک هست. يکي از بحث هايي هم که شوراي پنجم، پيگيري کرد اين بود که رديف مشخصي براي تملک باغات بگذاريم.

قبلا تصويب شده است و قرار بود اجرا شود؟

اطلاع ندارم كه قبلا تا چه حد اجرا شده است هست. در بودجه 97، تملک باغات به صورت تبصره با منبع تأمين، مشخص شده است و رديف دارد و مناطقش نیز اعلام شده است هست؛ ولی رقم تعيين شده است اصلا پاسخ گوي بحث ساماندهي اين عنوان نيست. 60 ميليارد تومان گذاشتند براي اين عنوان که نسبت به آن ميزان باغي که بايد تملک شود، رقم بسيار پاييني هست. يکي از بحث ها اين است که آن منبع مالي که براي تملک باغات بايد فراهم شود، بايد از کجا فراهم شود؟ راجع به بازدارندگي جريمه قطع درختان به هيچ وجه بازدارندگي مناسبي با توجه به قیمت هايي که الان مطرح هست، وجود ندارد. به عنوان نمونه قطع يک درخت با بن صدسانتي متری، جريمه اش چقدر است؟ مبناي جريمه از کجا بوده است؟ رقم فعلي براي سال ها قبل است و بايد ديد مبناي اين عدد چيست؟ با توجه به ارزش اقتصادي يک درخت که مشمول بر هزينه هاي نگهداري و ارزش چوب آن است و خدمات اکولوژيکي اي که درخت مي دهد، بايد اين ارزش گذاري تغيير کند؛ ولی هنوز در کشور ما چنين مواردي سنجش نشده هست. به عنوان نمونه چناري که در مرکز آلوده اي مانند مرکز شهر هست، چقدر ارزش خدمات اکولوژيکي دارد؟

اصلي ترين دشمن اين چنارها تا الان، خود نهاد شهرداري بوده هست. بخش خصوصي هم حتما نقش داشته، ولي باز هم برمي گردد به قوانين شهر و شهرداري و به اصطلاح حفاظتي. به عنوان نمونه در همين محدوده ميدان وليعصر به پايين، مترو عامل خيلي بزرگي در خشک شدن درختان بوده هست. آيا برنامه اي داريد يا کاري براي چنارهاي وليعصر داريد يا نه؟ به ويژه که گاهي حرف هايي عجيب مثل سرطان درختان وليعصر را مي شنويم.

تهران در گذشته به پرآبي مشهور بوده هست. چنار هم که يک گونه کم آب بر نيست و آب نسبتا خوبي مي خواهد و سه هزار مترمکعب در سال نياز آبي این درخت هست. با توجه به تغيير اقليم، شرايط آبي شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران در حال دگرگوني هست. بايد اين پرسشها را در نظر بگيريم. غير از جزيره حرارتي که آن هم بحث مفصلي است و به دليل حجم زياد ساخت وساز و ماشين، تعادل دمايي شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران تغيير پيدا کرده است.

شرايط تأمين آبي اين چنارها، روزبه روز سخت تر مي شود؛ هم مترو در آن دخالت دارد، هم بي ضابطه بودن ساخت وسازهاي عميقي که اطراف وليعصر وجود داشته هست؛ بنابراين چنار با وجودي که گونه مقاومي بوده و خودش را مدام تطبيق داده، باز هم آسيب ديده و شايد بايد راجع به آن به يک تصميم سخت رسيد؛ اينکه با توجه به شرايط کمبود آب تهران، شايد مجبور باشيم ديگر در پایتخت کشور عزیزمان ایران چنار نکاريم. رسيدن به اين نقطه، کار سختي هست. در بسياري از مناطق به جاي چنار خشك قبلي دوباره چنار کاشته اند، ولي به شرايط بستر آن توجهي نكرده اند و آن چنار دوباره خشك شده است هست. اگر دقت کنيد، بعضي جاها جاي چنار، توت كاكوزا هم کاشته اند! بعد به دليل سخت شدن شرايط اقليمي، شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران به اين سمت مي رود که شايد نگهداري چنار از نظر تأمين آبش، براي شهر پرهزينه باشد؛ ولی شورا مصوبه اي راجع به حفاظت از درختان چنار وليعصر داشته هست. مصوبه خوبي هم هست. شهرداري هم موظف شد هر شش ماه راجع به اين چنارها گزارش بدهد.

الان مشخص نيست درختان وليعصر چه تعدادي هستند؟

عددهايي مي گويند. خيلي نمي توان حساب کرد که بتوان گفت عدد دقيق اين هست؛ چون منطقه به منطقه، آماربرداري مناطق هم متفاوت هست. بعد هم اينکه هر چناري که آنجا کاشتيد، هزينه درخور توجهي، شايد نزديک به 700،800 هزار تومان، برداشته هست. اينها را ضرب و تقسيم کنيد، هزينه اي است که حفظ اين چنارها براي شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران خواهد داشت. آيا بايد اين هزينه را انجام دهيم يا راهکاری ميانه پيدا کرد؟ اينها سؤالات خيلي سختي هست، ولي فعلا مي خواهيم مصوبه اي را که از گذشته بوده، عملياتي کنيم.

اصلاح طلبان وقتي آمدند، خيلي صحبت اين بود که مردم را همکاری دهند. يکي از اين همکاری ها هم اين باشد که يکي از اين پيام هاي تَکرار، براي طرح تفکيک از مبدأ از منزل اعلام شود. اگر اين قدر علاقه مند هستيد به همراهي و همکاری اجتماعي و يک فرد تأثيرگذار براي مردم هم همراهتان هست، آیا از اين قابليت براي خود مردم و به شکل عملي استفاده نمي شود؟

بايد انتظارات از شوراي پنجم، متناسب با وقت بندي تعديل شود. خوشبختانه زن خداکرمي در شوراي شهر در اين بحث ها پيشرو و موفق بوده و کمپين پایتخت کشور عزیزمان ایران بدون پلاستيک را شروع کرده هست. البته اين کار تا حدي تحت الشعاع کمپين شرکت محيط زيست قرار گرفت. زن خداکرمي، به صورت مستمر قضيه را پيگيري مي کند و هنوز هم ادامه دارد. همچنين به صورت جدي با شرکت مديريت پسماند مطرح كرديم كه برنامه عملياتي براي فرهنگ سازي را ارائه كند و كميته محيط زيست هم عنوان را دنبال مي كند.

کمپين از کجاها شروع کرده است؟

از فروشگاه شهروند. با آنها جلسه گذاشتند، تعهد گرفتند، بايد گزارش دقيق بدهند و شورا نظارت كند. فروشگاه شهروند تقريبا جاي مؤثري است.

تا جايي که به خاطر دارم، از شوراي دوم و سوم قرار بود که کيسه پلاستيکي ها در فروشگاه شهروند و تره بار پارچه اي شوند ولی اجرائي نشد!

در اين موارد بايد نفع اقتصادي باشد که به اين سمت بروند. وگرنه جريمه اثري ندارد.

يکي ديگر از برنامه هاي شکست خورده شهرداري تفکيک از مبدأ بود که رها شد، الان چالش شما در تفکيک از مبدأ اين است که نفع ندارد؟

نه، تفکيک از مبدأ بايد در قالب يک سيستم يکپارچه باشد. يعني قسمت پذيرنده زباله، آمادگي داشته باشد زباله تفکيک شده است را قبول کند.

مسئله شرکت پسماند چيست؟

مثلا شما زباله را تفکيک مي کنيد، اينها را تحويل پيمانكار مي دهيد. پيمانكار اينها را در ايستگاه انتقال دوباره مخلوط مي کند؛ چون آنجا، شرايط تفکيک از مبدأ را ايجاد نکردند. در واقعيت تفکيک از مبدأ، مقداري براي شهروندان سخت است و اگر به اختيار خودشان باشد، انجام نمي دهند. چون شما بايد همين الان زباله هايي را که مصرف مي شود، دقيقا تفکيک کنيد. فلز، کاغذ، پلاستيک و…، بعضي ها حوصله ندارند که اين کار را انجام دهند. فرهنگ سازي کمک مي کند ولي شما يا بايد جريمه بگذاريد، زباله را نبريد يا تشويقي بگذاريد و اين ميزان را بخريد و چنين مکانيسمي بگذاريد. واقعيت مطلب اين است که فکر مي کنيد چقدر براي اين مطلب، شهرداري بودجه گذاشته است؟ براي فرهنگ سازي تفکيک از مبدأ در سال 97، پنج ميليارد تومان گذاشته اند.

احتمالا آن هم براي آن انيميشن هاي ابتدايي و کم کيفيت بوده؟

نه، آنها را هم ديگر پخش نمي کنند. اي کاش پخش مي کردند. ولي الان بحثي که با شرکت پسماند داريم، اين است که اين پنج ميليارد تومان را در دو منطقه، براي فرهنگ سازي و به صورت پايلوت اجرا کند. منتها حل مسئله تفکيک از مبدأ در کل تهران، مستلزم اين است که کل سيستم را بازنگري اساسي کنيد. عنوان ديگري که الان شورا پيگيري مي کند اين است که طرح جامع مديريت پسماند که متأسفانه از سال 88، دوره اش تمام شده، سریعتر تهيه شود تا بدانيم براي پنج سال بعد، 10 سال بعد، زباله پایتخت کشور عزیزمان ایران را مي خواهيم چه کار کنيم؟ در حال حاضر براي هزينه هايي که در جمع آوري زباله مي شود، پول كمي از مردم اخذ مي شود. جامعه بايد آمادگي داشته باشد تا هزينه پسماند را پرداخت کند و در برابر با كاهش هزينه هاي صرفه جويي ناشي از تفكيك، شهرداري بتواند خدمات را در حوزه فضاي سبز افزايش بدهد. حركت به سمت تفکيک از مبدأ، با وضعيت فعلي جمع آوري زباله سخت است ولی پایتخت کشور عزیزمان ایران چاره اي جز تفكيك از مبدأ ندارد.

اين مجتمع توليد برق، واقعا فعال است؟

ما زماني که بازديد کرديم، اوورهال مي کردند. تعميرات اساسي مي کردند. الان ظاهرا در حال كار است.

قرار بود با آن بخشي از برق منطقه 13 تأمين شود.

اطلاع ندارم كه برق كجا را تأمين مي كند ولي پيمانكار طلب زيادي از وزارت نيرو دارد.

کلا خريداري نمي شود يا روي قيمت توافق نيست؟

با قيمت پاييني خريداري مي شود. اين رقم پايين انگيزه سرمايه گذار را به شدت كاهش مي دهد و باعث مي شود كه بعد از پايان دوره تعهد شده، تحويل شهرداري بدهد و برود. براي اينکه برايش صرف نمي کند.

اين را که مي گويند مافيا دستش در زباله هست، قبول داريد؟

من به مافياي باغ اعتقاد دارم ولی راجع به مافياي زباله بايد به قطعيت برسم!

بر چه اساس اعتقاد داريد؟

براساس تجارب شوراي چهارم.

به نظرتان هنوز هم فعال است؟

بله، فشار مي آورد که چشم پوشي هايي انجام شود.

يعني فشار از کجا مي آورند؟ چطور؟ نشانه هاي اين فشار کجاست؟

بگذريم.

در رسانه هاست؟

نه.

از جايي رسمي اعمال نفوذ مي کنند؟

نشانه هايش اين است که شما با وجود لغو مصوبه برج باغ همچنان مواردي هرچند اندك از تخلف را شاهد هستيد.

منظورتان از مافيا يک جريان هماهنگ و با نفوذ است؟

بله، اسمش را بگذاريد جريان. راجع به زباله، به هرحال شبکه غيررسمي اي وجود دارد که قاچاق زباله مي کند.

فارغ از بحث مافياي زباله، بايد گفت فعاليت همين زباله جمع کن ها، کار ارزشمندي در جهت تفکيک زباله هست، قبول نداريد؟

از منظر منافع شهر و به صورت جامع بايد عنوان را ببينيم. عده اي که اين کار را انجام مي دهند، از نظر سيستم رسمي کشور، جزء نيروي کار کشور نيستند و آمار درستي از آنها و شرايطشان وجود ندارد و باعث ایجاد حواشي زيادي شده است هست. با وجود اين، حتما كميته محيط زيست شورا اگر به اين مافيا برخورد، اطلاع رساني خواهد کرد.

شرق

واژه های کلیدی: ایران | زباله | آلودگي | برنامه | شهرداري | آلودگي هوا | اخبار اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs